جايزهًً صلح نوبل

تاجی بر تارک مبارزات حقوق بشر در ايران

حسين باقرزاده

 


     اعطای جايزه صلح نوبل به شيرين عبادی کاملاً نامنتظره بود و جهان را به حيرت انداخت. اين اولين جايزه نوبل بود که به يک ايرانی تعلق می گرفت، عبادی اولين زن از کشورهای مسلمان نشين جهان بود که جايزه صلح را به دست می آورد، و اولين باری بود که مبارزات حقوق بشری ايرانيان با اين وسعت در سطح جهان انعکاس می يافت. برای مبارزان و فعالان حقوق بشر و به خصوص پيکارگران حقوق زن در ايران، روز 10 اکتبر 2003 (18 مهر 1382) سر فصل تاريخی فراموش ناشدنی است.

     خبر اعطای جايزه صلح به شيرين عبادی به سرعت در سطح جهانی و بين ايرانيان پخش گرديد، و باعث مسرت همه کسانی شد که به آينده مبارزات دمکراتيک در ايران دل بسته بودند و يا در فعاليت های حقوق بشری در اين کشور تلاش می کنند. کمتر کسی می توانست تصور يا انتظار آن را داشته باشد که جايزه صلح نوبل به يک فعال حقوق بشر تعلق بگيرد. بيش از 160 نفر در سال جاری برای دريافت اين جايزه نامزد شده بودند. در بين آنان شخصيت های جهانی با سوابق شناخته شده بين المللی در مبارزه برای صلح و مخالفت با جنگ و خونريزی کم نبودند. ولی از ميان همه نامزدها، کميته صلح نوبل خانم عبادی را برگزيده بود - و اين مايه افتخار ايرانيان و به خصوص زنان و فعالان حقوق بشر شده بود، و پيام تبريک و شادباش از هر سو شنيده می شد.

     به جرأت می توان گفت اعطای اين جايزه به هيچ ايرانی ديگر تا اين حد شعف و افتخار نمی آفريد. عبادی زن است و زن در جمهوری اسلامی بيش از هر گروه ا جتماعی ديگر به خاطر خصوصيت طبيعی اش آزار ديده و سرکوب شده است. اعطای اين جايزه به يک زن به مبارزات اين نيمه از جامعه در اين جمهوری ارج می نهد و قدر می گذارد. عبادی يک فعال پيگير حقوق بشری است، و اعطای جايزه به او به معنای حمايت از همه مبارزان آزادی و دموکراسی و حقوق بشر در ايران است. او هم چنين بيشترين اعتبار و احترام در بين نيروهای مختلف اجتماعی از چپ و راست و مذهبی و سکولار در بين ايرانيان داخل و خارج کشور را به خود جلب کرده بود- و اين امر در سيل پيام ها و احساسات تبريک آميزی که در چند روزه پس از اعلام جايزه در داخل و خارج کشور نسبت به او ابراز شد کاملاً محسوس بود.

     جايزه صلح نوبل در عمر 102 ساله خود عموماً سياستمدارانی را بزرگ داشته است که در راه گسترش صلح و همزيستی قدمی برداشته اند. البته گهگاه فعالان حقوق بشر نيز از سوی کميته نروژی صلح نوبل مد نظر قرار گرفته اند. از جمله سازمان عفو بين الملل يکی از دريافت کنندگان اين جايزه (در سال 1977) بوده است. از سوی ديگر، تنها حدود يک دهم از دريافت کنندگان اين جايزه زن بوده اند. در بين نامزدهای جايزه در سال 2003 نيز، شيرين عبادی تنها زنی بود که نامش در بين کسانی که بيشترين احتمال بردن جايزه را داشتند به چشم می خورد.

     اعطای جايزه صلح نوبل به عبادی در برابر نامزدهای مشهوری چون پاپ اعظم و اسلاو هاول که هر يک به نحوی در زمينه صلح جهانی کارنامه چشمگيری داشتند تفسيرهای زيادی را در

 

 

 

مطبوعات و محافل بين المللی برانگيخت. اين

تفسيرها، صرف نظر از تئوری های توطئه و سياست بازی اروپا و آمريکا، بر يک نکته تاکيد داشتند - نکته ای که در بيانيه کميته صلح نوبل به تصريح آمده بود: کميته نروژی اعطا کننده جـايزه بـا اعطـای آن بـه خــانم عبادی می خواهد

 

 

اهميت مبارزات حقوق بشری در ايران و کشورهای جهان سوم را پيش بکشد و آن را تشويق کند. کميته به خصوص بر اهميت اين مبارزات در کشورهای مسلمان نشين تاکيد کرده و بر مسلمان بودن خانم عبادی انگشت گذاشته است.

     به وضوح، کميته صلح نوبل علاقمند است که ارزش های حقوق بشری در جوامع اسلامی گسترش يابد، و از اين رو خواسته است با اعطای جايزه به زنی که با اعتقادات اسلامی در راه ترويج اين ارزش ها کوشا و تا حدی موفق بوده است از اين امر استقبال کند. اين البته درشأن کميته نبوده است که به مسايل اسکولاستيک حول رابطه مذهب (اسلام) با حقوق بشر بپردازد  و  درباره  همسازی  يا عدم همسازی آن ها با يکديگر موضعی بگيرد. کميته تنها خواهان گسترش صلح و حقوق بشر است و اين جايزه را سزاوار کسی دانسته است که در يک جامعه اسلامی و بدون درانگيختن کشمکش های مذهبی به اين هدف کمک کرده است.

     خانم عبادی نيز پس از دريافت جايزه صلح در گفتگوها و مصاحبه های متعددی بر مسلمان بودن خود تاکيد کرده و نه تنها آن را منافی فعاليت های حقوق بشری خود نداسته که مدعی شده است تناقضی بين آموزش های دينی اسلامی (به روشنی، با تعبيری که خود می پذيرد) با مبانی حقوق بشر و آزادی های مدنی و سياسی نمی بيند. اين سخن البته بر بسياری از روشنفکران و انديشمندان و فعالان سياسی سکولار و لاييک گران آمده است و خواهان توضيح او، و يا پس گرفتن اين ادعاها، شده اند. پاسخ خانم عبادی هر چه که باشد، چند نکته روشن است:

1- خانم عبادی يک فعال حقوق بشر است و نه مرجع دينی. او در عين حال به خود حق می دهد که بدون استظهار به مراجع دين يا مدعيان رهبری مذهبی، تفسير خود از اسلام را ارائه دهد و بر آن ها تاکيد کند. از ديد فعالان حقوق بشر مهم اين نيست که او چه تعبيری از اسلام را می پذيرد و اين تعبير را چگونه با مبانی حقوق بشر آشتی می دهد. مهم اين است که او ارزش های حقوق بشری را بدون اما و اگر بپذيرد و بر آن ها تاکيد ورزد. خانم عبادی در طول بيش از دو دهه فعاليت حقوق بشری خود بارها تعهد خود به اين ارزش ها را نشان داده است و در اظهارات اخير خود نيز بر اين ارزش ها و اسناد جهانی حقوق بشر تاکيد ورزيده است.

2- مسئله حقوق بشر بيش از آن که سياسی باشد مقوله ای فرهنگی است، و آموزش در نهادينه کردن آن در جامعه نقشی اساسی بازی می کند. برای يک فعال حقوق بشر، ايجاد ارتباط با مردم و محيط پيرامونی خود نقش تعيين کننده ای در آموزش و گسترش فرهنگ حقوق بشر دارد. در جامعه ای مانند ايران که تعصبات مذهبی آميخته با سياست به شدت فرهنگ اجتماعی را آلوده کرده

 

 

 

است، يک فعال حقوق بشر که از اتهام خصومت مذهبی مبرا باشد به مراتب بهتر می تواند با

قشرهای مختلف اجتماعی ارتباط برقرار کند و پيام خود را به آنان برساند. خانم عبادی از اين خصوصيت برخوردار است -خصوصيتی که مورد توجه کميته صلح نوبل قرار گرفت و نمود آن نيز در استقبال وسيع مردم ( از جمله نيروهای مذهبی) در ايران از او ديده شد.

3- خـانم عبـادی گفته است کـه يکی از دلايل اعطای جـايزه صلـح به او به عنوان يک زن مسلمان اين است که نشان داده شود که حقوق

بشر مقولـه ای غربی نيست. اين پيـام مهمـی است. دشمنـان آزادی و

 

حقوق بشر در ايران و جوامع مشابه بارها خواسته اند خاستگاه جغرافيايی اسناد حقوق بشری (و از جمله اعلاميه جهانی حقوق بشر و کنوانسيون های پيوست به آن) را ملاک خواستگاه فرهنگی و حتی مذهبی اين حقوق بگيرند و آن را با فرهنگ ايران و اسلام متعارض نشان دهند. ادعاهايی از اين قبيل که حقوق بشر يک مفهوم غربی و يا مسيحی است در ادبيات دشمنان آزادی و حقوق بشر زياد ديده می شود. اين ادعاها البته بی پايه است، حقوق بشر مقوله ای جهانی است و محصول مشترک همه فرهنگ های جهان. در عين حال، يکی از راه های ابطال ادعای فوق اين است که نشان داده شود اگر اين حقوق در غرب پذيرفته شده در شرق نيز پذيرفتنی است، و اگر در يک جامعه مسيحی می توان آن را پياده کرد، در يک جامعه اسلامی نيز بايد بتوان آن را به مرحله اجرا گذارد. تاکيد کميته نوبل و خانم عبادی بر اين که می توان مسلمان بود و حقوق بشر را پذيرفت اين پيام را تقويت می کند

4- شايد بتوان گفت که بهترين شاخص حقوق بشر در جوامع اسلامی، حقوق زن است. در کمتر جامعه ديگری، به حدی که در جوامع اسلامی مشهود است، حقوق زن به نام مذهب و سنت رسماً مورد تعدی قرار گرفته و پايمال شده است. از اين رو، بهبود حقوق بشر در اين جوامع رابطه مستقيمی با بهبود حقوق زن دارد. تا آن جا که می توان ادعا کرد با آزادی زن در اين جوامع آزادی همگان تامين شده است، و با رفع تبعيض از زنان هر تبعيض ديگری را نيز می توان به کناری گذاشت. زن ايرانی اکنون در وجود شيرين عبادی کسی را می بيند که در عين احترام به سنت و قانون با همه تعصبات و قوانين ضد زن به پيکار برخاسته است و حقوق خود را می طلبد. اعطای جايزه نوبل به خانم عبادی به عنوان يک زن مسلمان بدون ترديد در گسترش مبارزات زنان ايران موثر خواهد بود و به تعمق اين مبارزات کمک خواهد کرد.

     صرف نظر از موارد ياد شدة فوق، در اين ترديد نمی توان کرد که اعطای جايزه نوبل صلح نوبل به خانم عبادی يک پديده تاريخی در جهان سوم و به خصوص کشورهای شرقی مسلمان نشين است. جنبش حقوق بشری ايران پس از مبارزات طولانی خود مورد شناسايی و تاييد جامعه جهانی قرار گرفته است. همه کسانی که در اين جنبش سهمی داشته اند، و به خصوص زنان فعال در آن، در افتخار دريافت اين جايزه با خانم عبادی شريکند. خانم عبادی از همکاران قديمی فصلنامه « حقوق بشر» بوده اند و بسياری از نوشتجات تحليلی و تحقيقی ايشان در زمينه حقوق بشر و به خصوص حقوق زنان و کودکان در اين نشريه منعکس شده است. از اين رو، دست اندرکاران اين نشريه نيز خود را در اين افتخار سهيم می دانند و اين پيروزی بزرگ را به همه فعالان حقوق بشر و زنان مبارز در اين راه و به خصوص شخص خانم عبادی تبريک می گويند.

    مبارزات حقوق بشری مردم ايران راه درازی را تاکنون طی کرده است. امروز ارزش های حقوق بشری در فرهنگ سياسی جامعه جا باز کرده و جزو لاينفک گفتمان سياسی شده است. مبارزة مردم ايران با سرکوب های رژيم حاکم بيش از هر زمان با خواست آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و نفی خشونت و شکنجه و اعدام عجين شده است. اعطای جايزه صلح نوبل به خانم عبادی به معنای پشتيبانی بين المللی از اين مبارزه مردم ايران است. اکنون بيش از هر زمان ديگر زمينه مبارزات حقوق بشری در ايران فراهم شده است. اين فرصت تاريخی را مغتنم بشماريم و به پشتوانه حمايت جهانی از مبارزات حقوق بشری در ايران بر شدت و عمق فعاليت خود بيفزاييم. جهان، تحولات آينده ايران را زير نظر گرفته است. 

 

                                                                    ö


 

 

 

برلين  10  اکتبر 2003

اطلاعيه مطبوعاتی

جايزه صلح نوبل برای شيرين عبادی

 

امروز حقوقدان ايرانی و مدافع حقوق بشر شيرين عبادی، با جايزة صلح نوبل، مورد تجليل قرار گرفت. جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران، از اين تصميم کميته نوبل، صميمانه استقبال می کند.

حقوقدان 56 ساله ايرانی که تلاش خود را بويژه متوجه حقوق زنان و کودکان کرده بود، کتاب های زيادی و از جمله تاريخچه و اسناد حقوق بشر در ايران، حقوق کودک، حقوق پزشکی، حقوق پناهندگان، حقوق ادبی و هنری و کارگران خردسال را منتشر کرده و در مقاله های گوناگونی در گردهمايی های داخل و خارج، در مورد مسائل حقوق بشر اظهار نظر نموده است. جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران مفتخر است که خانم عبادی با مقاله های خود، فصلنامه فارسی زبان ما را نيز مورد پشتيبانی قرار داده است.

وی اخيراً بويژه برای تحقق کنوانسيون سازمان ملل متحد، برای رفع تبعيض از زنان تلاش نموده است. همچنين سالهای متمادی در صحنه سياسی ايران بطور مسئولانه در راستای رعايت موازين حقوق بشر و عليه خشونت و ترور اظهار نظر کرده، چيزی که برای او همواره از نو مجازات زندان به همراه داشته است. وی به عنوان وکيل مدافع، نمايندگی از وابستگان قربانيان قتل های زنجيره ای روشنفکران در سال 1998، دانشجويان بازداشت شده که در تابستان 1999 برای آزادی عقيده تظاهرات کردند و نيز وکلای مدافعی که به خاطر دفاع از موکلين خود در مقابل دادگاه قرار گرفته اند را برعهده داشته است. شيرين عبادی پيش از تثبيت جمهوری اسلامی ايران قاضی بود، شغلی که يک زن بر اساس قانونگذاری اسلامی اجازه ندارد در اختيار داشته باشد و او به ناچار پس از آن به وکالت روی آورد.

 

 

 

جايزه صلح نوبل برای شيرين عبادی، همچنين جايزه ای برای ميليونها ايرانی است که طرفدار مردمسالاری هستند و اقدامات خودسرانه حاکمان مانند اختناق، بازداشت، شکنجه و اعدام را محکوم می کنند. اين، جايزه ای برای زنان در ايران است که در سطوح مختلف مورد تبعيض واقع می شوند و نيز اين جايزه، تشويقی برای همه کسانی است که در راه حقوق بشر تلاش می کنند.

پی نوشت: الآن ساعت دو بعد از ظهر است، ولی هنوز راديو و تلويزيون ايران اين خبر را منتشر نکرده اند.

                                                                                                                                                                 

                                                                              محمود رفيع ـ دبير جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران